ابو الفضل مير محمدى زرندى
289
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
اخباريون چه گفتهاند اما آنچه به اخباريون نسبت دادهاند كه هر گاه از اهل بيت ( عليهم السلام ) در رابطه با آيهاى تفسيرى وارد نشود نمىتوان به ظاهر آن آيه عمل نمود ، اين معنى نه به آن جهت است كه - نعوذ باللّه - به تحريف قرآن قائل شدهاند بلكه به مناسبت اخبارى است كه دلالت دارد بر اينكه نبايد قرآن را تفسير به رأى نمود ، چنانچه از پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و ائمه ( عليهم السلام ) وارد شده است ولى آنان را در محل خود جواب دادهاند كه اولا عمل به ظاهر ، تفسير نيست زيرا معناى تفسر كشف پرده و ستره و قناع است و در ظاهر سترهاى نيست تا بر طرف گردد . و ثانيا بر فرض هم در مورد بحث ، تفسير گفته شود ولى در عمل به ظواهر ، تفسير به رأى نشده است و بهر حال منع اخباريون براى چيز ديگرى است كه به مورد بحث و تحريف مربوط نمىشود . پس در حجيت قرآن كريم كسى اشكال نكرده است . حتى آنان كه قائل به تحريف قرآن شدهاند و يا به آنان نسبت تحريف داده شده است . بنابر اين ، بحث در تحريف قرآن و عدم تحريف آن ، بحثى است بى فائده و داراى كوچكترين اثر عملى نيست بلكه صرفا بحثى است علمى كه شايان اهميت نزد هيچ فردى نبايد باشد چه نسبت به قائلين و چه به نافين تحريف . پس براى ذكر ادلهء طرفين و اطالهء كلام در آن و نيز ذكر اسامى قائلين به تحريف و عدم آن وجه مهمى به نظر نمىرسد . با اين همه مقدارى از ادله طرفين را ذكر مىكنيم تا در دلالت آنها تأمل و تعمق كنيم تا همان نتيجهاى را كه گفتيم - يعنى فايده علمى را - برده باشيم . دليلهاى قائلين به تحريف و جواب آن 1 - اخبار زيادى دلالت دارد بر اينكه آنچه در امت بنى اسرائيل واقع شده در اين امت نيز واقع خواهد شد و چون بنى اسرائيل كتاب خود را تحريف كردند ( چنانچه قرآن كريم بر آن صراحت دارد و در روايات نيز آمده است ) ناچار بايد در امت پيغمبر آخر الزمان ( صلّى اللّه عليه و آله ) نيز تحريف واقع شده باشد و از جملهء آن اخبار ، حديثى است كه از صحيح